احساسی و عاشقانه

نه هر آنکه گفت عاشقم معشوقی دادند ، نه هر آنکه دردی داشت درمانی دادند ، اما به من دیوانه از روی عشق ، دلبری افسانه ای مجنونی آسمانی دادند . هرچه زدم بی تو دلم وا نشد ، جز تو کسی باب دل ما نشد ، هرچه گنجشک شدم و به آسمون ها رفتم ، هم نفسی مثل تو پیدا نشد . آدمها خیلی زود همراهان صمیمی را فراموش میکنند ، همین که باران بند آمد خیلی ها چترهایشان را جا می گذارند .عاشقانه فریاد کشیدم که به عشقت گیرم ، اگر یک روز نبینمت میمیرم ، دل بستم و دیدمت که میخندیدی ، چون آخر این رابطه را میدیدی ، من ساده که خنده ات از عاشق شدن است ، دلخوش که همیشه بر لبت اسم من است ، رفتی و سرانجام ز دستت دادم ، از اوج ببین به خاک افتادم ، حالا تو و یارت من و این بد نامی ، رفتی نه وداعی بوسه ای و خبری .

/ 0 نظر / 23 بازدید